
اردیبهشت دو سال پیش بود ...شایدم حوالیِ اردیبهشت ! یادم نیست درست..یادم نبود اصلا . الان گروه رو چک کردم دیدم نون یادآوری کرده . نوشته بودچه خوب بود ، اومدم تهران .. چقدرم رفتیم گشتیم ...منم باهاشون بودم.یادش هزار قلم از دلتنگی هام افتادم. بغضم ترکید. این روزا برای نوشتنچیزی جز از دلتنگی گفتن ندارم . نه که حالم بد باشه ... نه که یه گوشه افتادهباشم منتظر آزادی یا مرگ.فقط وقتی میام اینجا دلتنگی هام هجوم میاره.*یه آهنگ از دایان گذاشتم چنل . گوش کنید :)...
ادامه مطلب
من هیچ کدوم از برنامه های تی وی رو دنبال نمی کنم...هر چیزی هم ببینم گاها از سراجبار و بیکاری و بی حوصلگی ست. تنها برنامه ای که با اشتیاق نگاه میکنم و یک ساعت و نیم باهاش میخندم (چه خنده دار باشه،چه نه!) خن.دو.انه است! چون احساس میکنم موج مثبت و مفیدی داره و به دور از تمام برنامه های هدف دار و مسخره است ! خلاصه اگر بخوام در وصف برنامه بگم خیلی میشه...چون بر خلاف بقیه برنامه های دیگه تی وی چه برون مرزی چه درون مرزی ،نقاط مثبت بسیار زیادی داره و کلا جو برنامه در راستایی ایده الیستی جلو میره.. نمی دونم کیا برنامه ی حا.فظ نا.ظر.ی رو دیدن...اون شب خیلی تعجب کردم که چرا...
ادامه مطلب