خرید بک لینک

عادت میکنیم رو میخونم...شاید برای صدمین بار ...

شدم زنی میانسال که از قضا یک دختر دانشجو هم داره.. دلش از فشارهایی

که متحمل میشه خونه ! از پس مخارج برنمیاد ، دخترش پا تو یه کفش کرده

که از ایران بره و مادرش یک دم خرده فرمایش داره ...

بعد اواسط داستان به این فکر میکنم که آره به سهراب زرجو احتیاج دارم.

سهراب زرجو و چروک های دور چشمش ... سهراب زرجو و قفل و دستگیره

فروشی پایین شهر .

میخونم برای صدمین تا بفهمم بالاخره عادت میکنیم؟ یا شاید هم عادت

کردیم و نمی دونیم !

برچسب: نویسنده: نگار مرادی تاريخ: يکشنبه 31 فروردين 1399 ساعت: 6:48

صفحه بندی