پشت پرده - تاریخ: 1405/4/28 ساعت: 3:56
در این گزارش به بررسی کامل «» می‌پردازیم و آخرین اخبار، جزئیات و نکات مهم مربوط به این موضوع را مرور خواهیم کرد. در ادامه، تمامی اطلاعات موجود درباره این موضوع به صورت یکجا گردآوری شده است تا بتوانید بدون نیاز به مراجعه به منابع مختلف، جزئیات کامل را مطالعه کنید. !...گاهی،شاید باید عذاب میکشم و دستم...
گم گشته - تاریخ: 1404/9/2 ساعت: 17:08
[unable to retrieve full-text content]چجوری پیدات کنم چجوری؟؟؟؟؟
- تاریخ: 1402/2/5 ساعت: 17:53
[unable to retrieve full-text content]لعنت به کنجکاوی های نصف شبی ....
نامه ها - تاریخ: 1401/2/29 ساعت: 12:01
[unable to retrieve full-text content]نامه ی اول از مجموعه ی نامه ها
مسافر - تاریخ: 1400/12/21 ساعت: 0:19
از وقتی بهش گفتم که پریودم و در کلافه ترین حالت ممکن، فقط یک ربع گذشته بود که پیام داد : خوبی ؟ گفتم : چرا اینو میپرسی چی شده ؟ گفت : میشه بیای جلوی در ؟ گفتم : چی میگی ؟ گفت : یه لحظه بیا جلو در برات قرص آوردم ! رفتم جلوی در ، قرص و کتاب آورده بود :( احتمالا باید خوشحال میشدم ولی یکی به من بگه
رفتن یا ماندن - تاریخ: 1400/12/21 ساعت: 0:19
نمی دونم چجور آدمی میتونم باشم ولی اینکه دهنم چفت و بست نداره و زود هر چی از سرم میگذره رو میگم نه تنها برای بقیه بلکه برای خودمم آزار دهنده شده !هردو ما مریض شدیم ... یعنی از صبحی که احساس ضعف داشتم و به بچه ها اعلام کردم که دارم مریض میشم فقط چند ساعت گذشته بود که پیام داد اونم حالش خوب نیست :(&nb
اخر هفته - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:55
قهوه ی امروزم رو خوردم و نشستم این آخر هفته رو مرور میکنم... پنجشنبه ی آرومی داشتم که صبحش با سوزندوزی بلوچ شروع شد و باقی روز روی کیف مرو کار کردم که قرار بود براش نقاشی کنم. موزیک دلخواهم رو گوش کردم و آواز خوندم و نقاشی کردم و چی از این بهتر؟! شب هم از خونه زدم بیرون تا هم زبان بخونم هم اینکه کل ...
شین - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:55
من این مسیر رو یک بار رفتم ... مو به مو ! همینقدر ساده بودم و ترسو.. من این راه رو رفتم و خودش هم بود و دید. برام عجیبه که اشتباه من رو داره تکرار میکنه ... برام عجیبه که خودمم دارم حرص میخورم جوری که انگار من جای اونم و این بار میخوام جلوی این اشتباه رو بگیرم. حس میکنم اگر به حرف من گوش بده همه چیز...
این روزها - تاریخ: 1400/11/24 ساعت: 20:55
نمی دونم چرا اینهمه وقت نیومدم و ننوشتم ! احتمالا چون مسائل و درگیری های ذهنیم اونقدر زیاد بود که ترجیح دادم ساکت تر بشم.نمیدونم ...نمی دونم چرا نیومدم و از سختی های ترمی که گذشت نگفتم ، از اینکه الف از اکراین اومد و اگرچه قرار بود تمام سهم ما از سفرش یک ناهار سه نفره اونهم بعد از اینهمه سال باشه . ...
عادت میکنیم - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 6:48
عادت میکنیم رو میخونم...شاید برای صدمین بار ...شدم زنی میانسال که از قضا یک دختر دانشجو هم داره.. دلش از فشارهاییکه متحمل میشه خونه ! از پس مخارج برنمیاد ، دخترش پا تو یه کفش کردهکه از ایران بره و مادرش یک دم خرده فرمایش داره ...بعد اواسط داستان به این فکر میکنم که آره به سهراب زرجو احتیاج دارم.سهرا...
شما - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 6:48
پس زمینه ی برو بیاهای ذهنم صدای بارونه و آهنگ "شما" ی ابی ...این ذهن ناآروم آشوبه .. حس میکنم این جهان چقدر نا امنه و میفهمم تابحالxa0هر قدر خرج دوره های خودشناسی و روانشناسی کردم پوچ بوده .بر خلاف هر آ
خداحافظی - تاریخ: 1399/1/31 ساعت: 6:48
اردیبهشت دو سال پیش بود ...شایدم حوالیِ اردیبهشت ! یادم نیست درستxa0..یادم نبود اصلا . الان گروه رو چک کردم دیدم نون یادآوری کرده . نوشته بودxa0چه خوب بود ، اومدم تهران .. چقدرم رفتیم گشتیم ...منم باهاشون بودم.یادش هزار قلم از دلتنگی هام افتادمxa0. بغضم ترکید.xa0 این روزا برای نوشتنxa0چیزی جز از دلت...
سقوط - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 22:00
اشکم برای مسافرا و علی الخصوص دانشجوهای پرواز تهران کیف بندxa0نمیشه ...
آرزو - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 22:00
من اغلب به چیزهایی که میخوام میرسم ولی خب چون جزئیات بایدها ونبایدها رو ذکر نمیکنم ورژن ناقصی از اون چیز به سمتم میاد که نهایتا فقطموجب سرخوردگی و دل شکستگیهxa0 :|xa0واقعا راسته که میگن به جزئیات و ابعاد آرزوهاتون با دقت فکر کنید و اونها روxa0لحاظ کنید ...
چرا نگرید چشم - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 22:00
این روزا از همیشه بهترم ... افسردگی ای که کم کم داشت چهره پیدا میکردتا تنها یک اسم مبهم تو لایه های پنهان وجودم نباشه ، رخت بسته و سفر کرده.فقط گاهگاهی میاد و عرض اندامی میکنه ، قدر یه مهمون چای میخوره وxa0میره ...xa0اینجا مال لایه های پنهانی منه ... وقتایی که بیخود و بی جهت یا حتی کاملاxa0باخود و ب...
شروع - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 22:00
منتظرم دوشنبه برم سر درس و کلاس .... دنیام رنگ و بوی تازه به خودشبگیره... دلم خوشِ قهوه ی وقت برگشت بشه ... خلاصه انگیزه لازم دارم ..روز از نو ، روزی از نو ..
فراموش نمی کنیم - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 22:00
یادم نمیاد کجا خوندم ، نوشته بود همه عادت میکنیم ولی فراموش نه !xa0همیشه فکر می کردم عادت کردن بدترین فرآیندیه که تجربه اش می کنیم .الان با تک تک سلول هام درک میکنم که عادت کردن بد نیست ، وقتی بدxa0میشه ک
الف - تاریخ: 1398/12/18 ساعت: 22:00
من اصولا در مواجهه با هر چیزی ، نسبت به بقیه حساس تر و احساساتی ترم.xa0این به کنار ، ولی امروز ، بخشی از قلبم، که خواه ناخواه مثل هر آدمی که بهxa0نژاد و پیشینه اش علاقه داره ، که برای سرزمینم میتپه به درد
تکامل - تاریخ: 1398/10/12 ساعت: 1:46
دیگر هیچ چیز موجب اشتیاقم نیست .xa0انگار هیچ وقت انقدر خوب و کامل نبوده ام .
هیچ - تاریخ: 1398/10/5 ساعت: 18:08
تصدقت بشم ، مراقب خودت باش. فرداهای بهتری تو راهه عزیزمxa0.

برچسب‌های مرتبط

تو نیستی که ببینی | تو نیستی | تو نیستی و من | ناگفته ها | ناگفته های تاریخ | ناگفته حافظ ناظری | ناگفته های | ناگفته های تاریخ ایران | ناگفته های دین | ناگفته های عاشورا