خرید بک لینک

من اصولا در مواجهه با هر چیزی ، نسبت به بقیه حساس تر و احساساتی ترم.

این به کنار ، ولی امروز ، بخشی از قلبم، که خواه ناخواه مثل هر آدمی که به

نژاد و پیشینه اش علاقه داره ، که برای سرزمینم میتپه به درد اومد و چه بسا

شکست .

احتمالا همه ی ما با آدم های نژاد پرست مواجه شدیم . احتمالا خیلی وقت ها

نژاد پرست بودیم خودمون . ولی میدونید ، امروز احساس کردم برای بعضی ها

چقدر همه چیز متفاوت تره . گاهی چقدر سخت تره .

یادمه اوایل که آشنا شده بودیم به لطف فضای مجازی ، برام تعریف کرد که

وقتی چند سال پیش اومده بود ایران مردم برخورد خوبی نداشتن باهاش .

میگفت من رو ایرانی نمی دونستند چون فارسی بلد نبودم . احتمالا میتونید

حدس بزنید چقدر خجالت زده شدم . ولی ته دلم یجور آرامش خاطر بود که:

چه اهمیتی داره ! اون الان به جای دیگه ای تعلق داره ، جایی که هم بهتره و

هم مورد احترامه!

امروز داشت تعریف میکرد که با شیوع کرونا مردم به اون و نژادش توهین

میکنن (نمی دونم با چه استدلالی ، آدم احمق احمقه !) و ایرانی ها رو

مسبب این مشکل میدونن .

وقتی گفت حتی نمی دونستم چی باید بهش بگم .اون اونجا به دنیا اومده،

مادر پدرش هم اونجا به دنیا اومدن ... هویتش متعلق به اون کشوره و این

مانع از این نیست که به خاطر نژادش اذیت نشه و مورد تمسخر قرار نگیره.

چی از این وحشتناک تر ؟ من که این طرف ماجرام دلم شکسته . بعد چطور

ممکن میشه که متعلق به دو سرزمین باشی و هر دو آزارت بدن ؟

برچسب: نویسنده: نگار مرادی تاريخ: يکشنبه 18 اسفند 1398 ساعت: 22:00

صفحه بندی