...این یادداشت ها را برای تو می نویسم

ساخت وبلاگ
چکیده : ... با عنوان : میگذره بخوانید :
واقعا دوست داشتم الان که توی نابودترین اوضاع روحی هستم یکی بود دستم رو میگرفت تا از جام بلند بشم . الان با خودم قهر کردم ... با همه قهر کردم ... دوست ندارم جایی برم با کسی حرف بزنم ... اینجور وقتاس که ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم...ادامه مطلب
ما را در سایت ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : دوشنبه 6 اسفند 1397 ساعت: 15:36

چکیده : ... با عنوان : سرکوبگر بخوانید :
هر چی خواستم بگم ، جمله ها و کلمه ها کنار هم چیده نشدن!

اره خب من نمی دونم وقتی برای یکی ذوق میکنم و ضعف

میکنم چطوری باید بیانش کنم ... 

من فقط بلدم تو دلم هی مثل مامان بزرگا قربون صدقه برم..

بعد یه آن به خودم بیام و بگم :واه واه چه غلطا .. کی گفته

میتونی اینجوری غش و ضعف کنی -_- 

خود سرکوبگری کار عجیبیه ... 

...این یادداشت ها را برای تو می نویسم...
ما را در سایت ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 9:28

چکیده : ... با عنوان : کاش کسی جایی منتظرم باشد بخوانید :
بالاخره بعد از مدت ها شروع کردم کتاب خوندن ...الان که اینو گفتم هم یه آن ترسیدم نکنه حوصله ام نگیره ونصفه نیمه ولش کنم ."کاش کسی جایی منتظرم باشد" اسم کتابه . تا اینجا که کتاب زنونه ای هستش ... یعنی ف ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم...ادامه مطلب
ما را در سایت ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 9:28

چکیده : ... با عنوان : روز مهم بخوانید :
امروز روز مهمی توی زندگی من بود و اگر این سرماخوردگی 

لعنتی مجال میداد براتون چند خطی نطق میکردم و از احساسم

میگفتم ولی الان تنها این ضعف جسمانی لعنتی تر مغزم رو منفعل 

کرده تا ننویسم و شرح واقعه رو به بعدها موکول کنم... خیلی بعدها!

دعا کنید خوب شم و صدام در بیاد و نفسم راه بگیره و این تارهای

صوتی ام صدای (بلانسبتتون) سگ نده ! 

...این یادداشت ها را برای تو می نویسم...
ما را در سایت ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 2 تاريخ : جمعه 3 اسفند 1397 ساعت: 9:28

چکیده : ... با عنوان : سینامون :| بخوانید :
اینکه من همیشه دوران امتحانات مریضم بی انصافیه:)  * الان داشتم نیکولای آبی رو میخوندم ، یه پستی داره ، شوخی طور با نوشیدنی "سینامون دولچه لاته" میدونید همچین وقتا که میرم کافه ای و این اسم ها رو می بی ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم...ادامه مطلب
ما را در سایت ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:07

چکیده : ... با عنوان : چرا هر چی بده رو من دوس دارم ؟ بخوانید :
خیلی خوشحالم که یه مدت نیومدم و چیزایی که  تو سرم بود رو ننوشتم ! در واقع الان که فکر میکنم  به خودم میگم چرا اونهمه حرص رسیدن داشتم؟! و خب چرا الان انقدر بی تفاوتم؟ چراش رو میدونم .. همیشه حرص چیزایی ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم...ادامه مطلب
ما را در سایت ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:07

چکیده : ... با عنوان : زشت نباشیم بخوانید :
اون بنده خدای ناشناس رو یادتونه که بهم میگفت  شبیه مونیکا بلوچی ام ؟ که حس میکردم یجورایی آشناست ولی در واقع نبود گویا! یا حداقل اونی که حدس میزدم نبود! بالاخره بعد از یک سال که همینجوری بی دلیل مسج م ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم...ادامه مطلب
ما را در سایت ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:07

چکیده : ... با عنوان : خرم بهشت هستم ! بخوانید :
به محض اینکه شادی بردمون رو با پرچم ایران  استوری میکنم ، ریپلایم کرد و فینگیلیش نوشت : دور از تو نیست اندیشه ام !🇮🇷 ذوق میکنم و میگم معنی این تیکه رو میدونی ؟ معنیش  رو به انگلیسی مینویسه ... باز ذوق ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم...ادامه مطلب
ما را در سایت ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 4 تاريخ : سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:07

چکیده : ... با عنوان : فوتبال بخوانید :
دیگه فوتبال دیدنم باید ترک کنم :-/

با افسردگی همه چی کنار میام ، جز افسردگی بعد از 

باخت =(( 

خلاصه که دلم خونه -_-

...این یادداشت ها را برای تو می نویسم...
ما را در سایت ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:07

چکیده : ... با عنوان : نگفتنی ها بخوانید :
روزی شصت بار میام اینجا و اون "نوشته جدید" لعنتی رو تاچ میکنم و بعد به کیبورد خیره میشم و هی میگم خب حالا چی بنویسم ؟ از کجا بگم؟ اصلا بگم از کلافگی بند بند وجودم می خواد متلاشی بشه یا که بگم همه چیز ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم...ادامه مطلب
ما را در سایت ...این یادداشت ها را برای تو می نویسم دنبال می کنید

نویسنده : بازدید : 3 تاريخ : سه شنبه 23 بهمن 1397 ساعت: 9:07